تاجری ایرانی زن زیبایی دارد. دزدان در راه روم به یکی از کاروان های او که بار ابریشم دارد، حمله می کنند و ابریشم ها را می دزدند. تاجر و زنش تصمیم می گیرند به روم سفر کنند. در راه پسر کدخدا عاشق زن می شود، او را فریب می دهد و با خود می برد. تاجر تیره بخت به سفر ادامه می دهد و در راه به پیرمردی که معلم شاه است، کمک می کند. معلم، از شاه می خواهد تا به وسیله ای جاسوسانش زن را پیدا کنند و او را نزد شوهرش بازگردانند.
داستان کودکان: تاجر تیره بخت
حقوق کودک:
ناشر پایگاه:
نشریه:
پدیدآورنده پایگاه:
کتاب پایگاه:
گالری پایگاه:
گونه پایگاه:
فایل ها:
پایگاه ها:
منابع
متن کامل
تاجری ایرانی زن زیبایی دارد. دزدان در راه روم به یکی از کاروان های او که بار ابریشم دارد، حمله می کنند و ابریشم ها را می دزدند. تاجر و زنش تصمیم می گیرند به روم سفر کنند. در راه پسر کدخدا عاشق زن می شود، او را فریب می دهد و با خود می برد. تاجر تیره بخت به سفر ادامه می دهد و در راه به پیرمردی که معلم شاه است، کمک می کند. معلم، از شاه می خواهد تا به وسیله ای جاسوسانش زن را پیدا کنند و او را نزد شوهرش بازگردانند.
توضیحات: